آره،رفتیم و آمدیم با هزار تا موضوع و اتفاق جدید و هزارتا موضوع و اتفاق تکراری.
دوست داشتم که نه آرزوم این بود که میتونستم هرچی رو که تو این سفر به من همسفرام گذشت کاملا منتقل کنم ولی حیف که "آب دریا را نتوان کشید".
دوکوهه و غربتش ،طلائیه و عطرش،شلمچه و غروب دلگیرش،اروند و آرامش وحشیش،هویزه و عشقش،دهلاویه و چریک عاشقش،منطقه فتح المبین و شیار المهدیش و لاله زاراش،و شرهانی و.....
خلاصه بماند ما رفتیم و آمدیم ولی بازم به قول اوستام"احمد پوده،همو که بوده؟؟؟؟"
و باز هم به قول اوستام:ما تو یه دور زیبا افتادیم.
میگفت :اباعبدالله ع به خاطر تکلیفش رفت و همه چیزشو داد،و وظیفشو انجام داد و به تکلیفش عمل کرد.ولی پرچم زمینگیر نشد و تکلیف زینب س شروع شد. تکلیف خانم روشن کردن بود که کرد و هرکس اون صدا رو شنید و فهمید تکلیفش شروع شد.
گفت:انگار یه حسین دیگه و یه تکلیف حسینی دیگه راه افتاد که اونم نیازمند یه زینب و رسالت زینبی شد. واین شد یه دور زیبا تا...
تا اینکه یه عده رفتن و حسینی همه چیزشونو تو کربلای ایران دادند وحالا نقش ما...
بقیش با خودتوت
نظرات ()ایرانیان
مکتبی ها
و....
سال گذشته با شعار نوآوری و شکوفایی خودمون رو به جهانیان اثبات کردیم،حالا امسال وقتشه که با شعار اصلاح الگوی مصرف خودمون رو به خودمون اثبات کنیم.
یا علی و اولادش
نظرات ()امسال هم مثل پارسال راهمون ندادن به خونشون برا تحویل سال،ماهم میریم مزارشون برا دلخوشی
نظرات ()
آمدن: 1-آمدن برای بودن 2-آمدن برای ماندن 3-آمدن برای نگه داشتن آمدن در یک نگاه می تونه یک امر اختیاری باشه ولی هدف این امر اختیاری میتونه تمام یا قسمت قابل توجهی از نتیجه رو تحت الشعاع قرار بده
(البته مثل تمام کارها)
.
هیئت
سه موردی که در اول مطلبم گذاشتم یه برداشت شخصیه از فعل آمدن،میتونین قبو ل یا رد کنین وحتی میتونین توجهی نکنین.
الغرض:
یکی میاد که اومده باشه،نه گذشته ونه حال و نه حتی آینده محیطی که واردش میشه براش مهم نیست.فقط برای یک چیز که میتونه نیاز لحظه ای باشه ویا یه حس قابل احترام ویا... بلاخره اومده و هر وقت بخواد بی هیچ اثری رو خودش و محیطش میره.این کیس برنامه ای برا آیندش در اون محیط نداره و تا زمانی که شُکی بهش وارد نشه ادامه میده و به راحتی حذف میشه.
نظر شخصی
: اینان فردند،نه میتوان در هیئت روی رفاقتشان حساب کرد و نه حتی روی همراهیشان،اینها در هیئت از نظر جمعیتی حد اکثر و از نظر اثر در حداقلند.درهر حال محبان محترمند.
حالا یکی میاد که بمونه،همچین شخصی با توجه به گذشته و در مواردی حال محیط وارد میشه و به آینده اون هم توجه داره،بطوری که با هدفی که داره همخوانی داشته باشه.در این همراهی مانند گروه اول احساس نقش مهمی دارد با این تفاوت که این احساس یک احساس منطقیه.روی گذشته و حال محیط فکر میکنه و نهایتها تصمیم می گیره.حال محط براش مهمه و برای اون تلاش هم میکنه. در تمام لحظات هم یه نیم نگاهی به آینده اون داره، ولی...
ولی نمیخواد نقشی در چگونگی رقم خوردن آینده محیط داشته باشه.از سکون و آرامشی که در آن قرار گرفه لذت میبرد و احساس همیشگی بودن آن برایش احساس امنیت به ارمغان میاورد،غافل ازاینکه محیط باتوجه به قانون اولیه خود رشد میکند و زمانی می رسد که دیگر آن همخوانی و همراهی را احساس نمی کند و این زمانیست که براحتی و البته با دلایل بظاهر منطقی محیط را رها میکند.
نظر شخصی:
اینان برای افراد هم گروه خودشان رفقای خوبیند و در یک مسیر صاف وبی دردسر همراهانی خوب،اما در مسیر پر پیچ و خم(ودرعین حال روشن هیئت)همراهانی موقت.اینان این موضوع را نپذیرفتن که هیئت محل سکون و خواب نیست.چیزی که هرگز فراموش نمی کنند لذت زمان همراهیست و همیشه یکی را مقصر می دانند ویا دنبال مقصر میگردند.و زحمات زمان همراهی اینها چه زیباست.
واما گروه سوم که آمدن نگه دارند،البته نه محیط را برای خودشان،بلکه خودشان را در محیط.با یک نگاه باز می توان دید دو گروه مذکور در اینها حل میشوند چون اینها آمدن که آمده باشند وبمانندو نگه دارند.درک کردند که: 1- محیط پویاست 2-اینان محتاج محیطند و عکش درست نیست 3- احساس زیبا همراه با تفکر و تعقل لازمه این محیط است و از این سه نتیجه می شود که باید ماند و برای ماندن باید رشد کرد و برای رشد باید فکر و احساس را بکار برد.....
نظر شخصی
:این گروه کم و درعین حال بسیار موثرند،در هیئت لفظ عاشق را میتوان به اینه گفت چون خود را در مسرپیر عشقشان رشد می دهند و آرام ندارند.
تمام این حرفها با یکم فکر زیبا تر میشه،من گفتم شما فکر کنید و از زیباییش لذت ببرید
مارو هم دعا کنید
بردشمنان علی لعنت و لعنت و لعنت
خادم
نظرات ()بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
ورود خودم رو اعلام میکنم
بنوازید....
نظرات ()